چکیده ارزشمندترین کتاب‌ها و مقالات روز مدیریت
مشهد- بلوار سجاد- امین2- پلاک 21- طبقه 2، تلفن: 36064521
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قانون پنج ثانیه

خانه - توسعه شخصی - قانون پنج ثانیه

نویسنده:

قانون پنج ثانیه

مل رابینز، فارغ‌التحصیل دانشگاه دارت‌موث و گویندۀ انگیزشی‌ کسب‌و‌کار و مفسر موفق رادیو و تلویزیون است. از سخنرانی او در برنامۀ تِداکس دربارۀ اینکه «چگونه درجازدنِ خود را متوقف کنید؟» بیش از ۱۰ میلیون بار بازدید شده است. مل رابینز قبل از راه‌اندازی شرکت خود حرفه‌اش را به‌عنوان یک وکیل‌ مدافع جنایی آغاز کرد. او اکنون رهبر برنامه‌های چند سالۀ آموزشی برای جانسون.‌اند.‌جانسون و پارتنرز هلثکِر (مراقبت از سلامت شرکا) است. رابینز همچنین نویسندۀ کتاب پرفروش «از اینکه بگویید من خوبم، دست بر دارید!» است.

در این کتاب او توضیح می‌دهد هنگامی که شوق دستیابی فوری به یک هدف در شما شکل می‌گیرد، باید به خودتان فشار آورید که ظرف مدت پنج ثانیه وارد عمل شوید؛ در غیر این صورت مغزتان ایدۀ موردنظر را از بین خواهد برد.

خوانندگان عزیز نشریه «ره‌آورد مدیریت»

اینکه در حال خواندن این متن هستید بدین معناست که دقیقاً می‌دانید برای دستیابی به آنچه می‌خواهید باید چه کار کنید. برای رسیدن به آنچه می‌خواهید هیچ حرفی نمانده است که من برای گفتن داشته باشم و شما قبلاً از آن باخبر نبوده باشید. اگر ندانید هم به چشم برهم زدنی با یک جستجو ساده در اینترنت بدست خواهید آورد.

شما به خوبی می‌دانید فرصت رشد و توسعه به قابلیت شما در خارج شدن از کنجِ آسایش‌تان بستگی دارد؛ لیکن هنوز که هنوز است تکانی به خود نمی‌دهید و دلیل آن هم اینست: «دانستن اینکه باید چه کنید به هیچ عنوان کفایت نمی‌کند.»

این طور نیست که خیلی ساده فقط بگویید: «انجامش بده.» اگر به همین سادگی بود که همه آنچه می‌خواستیم را باید تا اکنون می‌داشتیم. قبل از دست زدن به هر اقدامی باید یک اتفاق بنیادین حتماً اتفاق افتاده باشد و آن نیز اینست که لامحاله باید یاد بگیریم که بر احساساتمان مسلط شویم.

به دلیل نحوه طراحی مغز، یک جنگ و مصاف دائمی بین افکار و احساسات شما در جریان است و هرگاه بین آنچه که می‌دانید باید انجام دهید و آنچه که حال و حوصله انجامش را دارید مصافی رخ دهد، پیروزی دائمی با احساسات خواهد بود.

اگر حال و حوصله انجام کاری را نداشته باشید، انجامش نخواهید داد. به همین دلیل است که به قانون پنج ثانیه نیاز دارید. البته حواستان باشد این پنج ثانیه از جنس آن پنج ثانیه‌ای نیست که وقتی غذا روی زمین ریخت وقت دارید تا بردارید و بخورید وگرنه دیگر قابل خوردن نخواهد بود. حرف من درباره آن چیزی است که زندگی شما را به معنای واقعی کلمه تغییر می‌دهد- البته اگر شما واقعاً مانعی نتراشید.

این ابزاریست برای عزم بالا، عمل کردن و شناسایی لحظاتی از زندگی‌تان که در شأن لذت و فرصت‌هایی زایدالوصف وجود دارد.

اولین بار این ایده را هشت سال قبل روی صحنه تِدایکس با همه درمیان گذاشتم، قبل از اینکه برای سی.ان.ان کار کنم؛ قبل از اینکه در بین زنان سخنران رکورد بیشترین درخواست برای سخنرانی را داشته باشم؛ قبل از اینکه به هیئت تحریریه مجله ساکسس (موفقیت) راه پیدا کنم؛ قبل از به رشته تحریر درآوردن دو کتابی که پرفروش‌ترین شدند و قبل از اینکه دو کسب‌وکار راه بیاندازم و به فروش برسانمشان. فی‌الواقع این ابزار را در احتمالاً بدترین لحظه زندگی‌ام تا امروز، کشف کردم.

شوهرم رستورانی داشت که از اوج موفقیتی اُبِر مانند، به حضیض شکست سقوط کرد. چند تصمیم اندکِ خطرناک همان و سقوط آزاد همان. در خطر از دست دادن همه آنچه زندگیمان را برای ساختن‌شان صرف کرده بودیم قرار داشتیم و تحملش برایم دشوار شده بود. ناگهان از رختخواب بیرون آمدن برایم سخت‌ترین کار دنیا شد. ساعت سر صبح زنگ می‌زد و می‌دانستم قرار است چه کنم. باید برمی‌خاستم و بچه‌ها را به مدرسه می‌بردم. اما مدام دکمه «یک چرت دیگه بزنم» را می‌فشردم. بارها و بارها.

هر شب در حالی به تختخواب می‌رفتم که به کارهایی که باید انجام دهم فکر می‎کردم. باید کار پیدا می‌کردم تا بتوانیم قبض‌هایمان را پرداخت کنیم. باید رفتارم با شوهرم را تلطیف می‌کردم و اجازه نمی‌دادم رابطه ما به خاطر این بحران اقتصادی از هم بپاشد. باید مادری می‌بودم که در برابر این ترس فلج‌کننده خم به ابرو نمی‌آورد تا فرزندان از آن وحشت مصون بمانند و حسش نکنند. می‌دانستم باید چه کنم امّا اصلاً کاری نمی‌کردم. آدم خوب می‌داند وقتی بچه‌ها هرروز به دلیل خواب ماندن مادر از سرویس مدارس جا می‌مانند، اوضاع اصلاً خوب نیست و این واقعیت یک‌جورهایی نهیب از خواب برخاستن برای من بود.

قانون پنج ثانیه همان چیزی بود که برای اقدام کردن در لحظه‌ای که اصلاً نمی‌خواستم کاری انجام دهم، برساختم. اینقدر گرفتار غصه خوردن برای خودم شده بودم که کاری به این سهولت و آسانی آنقدر برایم دشوار و سخت شده بود و اگر با از رختخواب جدا شدن در سر صبح دست‌وپنجه نرم می‌کنید باور کنید مشکل و مسئله‌تان جای دیگریست. هرکدام از ما بالأخره با یک چیزی درگیر است.

تا به حال اتفاق افتاده فهرست کارهای روزانه درست کنید اما به هیچ یک پایبند نمانید؟ به عنوان یک مدیر آیا شده بخواهید در پروژه‌هایی خاص پیشرفتی واقعی داشته باشید اما زیر حجم انبوهی از جزئیات دفن شوید؟ یا با خود اندیشیده‌اید که «من چه مرگم شده؟ می‌دونم باید چکار کنم، خب چرا پا نمیشم برم اون لعنتی رو انجامش بدم؟»
خیالتان راحت. من خودِ خودِ شما هستم؛ اما این را کشف کرده‌ام: دانستن اینکه باید چه کنید به هیچ عنوان کفایت نمی‌کند. اینکه چرا باید آن کار را انجام بدهید هرگز کفایت نخواهد کرد. پس آنچه واقعاً نیاز داریم چیزیست که ما را در حالت کنش و عمل قرار دهد. چراکه اگر بنشینید به انتظار تا اینکه انگیزه‌ای پیدا شود، بر عبث می‌پایید.

پس این تعریف یک خطی قانون پنج ثانیه را داشته باشید: اگر برای رسیدن به هدفی خیز برداشته‌اید تا پنج ثانیه مهلت دارید به حرکت درآیید در غیر اینصورت مغز شما آن ایده را نابود خواهد کرد. پس اگر هدفتان بدست آوردن احترام بیشتر در محل کارست، دهان باز کرده و از بهترین فکرهایتان برایشان بگویید. سراغ مشتری‌های جدید بروید۵…۴…۳…۲…۱…حرکت. اگر می‌خواهید وزن کم کنید، همین الان جستجو برای سالم‌ترین گزینه‌های خوراکی را آغاز کنید و روی موبایلتان یادآوری روزانه کوک کنید که شما را به رفتن به باشگاه تحریض می‌کند و وا می‌دارد.

هدفتان هرچه هست هم اکنون با برداشتن قدم‌هایی هرچند کوچک به خودتان و جهان نشان دهید که در این باره جدی و مصمم هستید، چرا که وقتی حرکت می‌کنید، مغز شروع می‌کند به ساختن عادت‌های جدید. وقتی کاری را شروع می‌کنید که طبق عادت انجام نمی‌داده‌اید ذهن شما به ساختن عادت‌هایی جدید مبادرت می‌کند که جای عادت معهود و قدیمی را پر می‌کند و می‌گیرد.

به عنوان مدیر، افرادی وجود دارند که بر شما اتکا دارند و شما را ملاک و معیار قرار می‌دهند. برای بهترین بودن، کانون توجه خود را بر اقدام کردن قرار دهید. به همین دلیل است که باید حتماً قانون پنج ثانیه را در اختیار داشته باشید. قانون پنج ثانیه تا به حال به میلیون‌ها نفر در سرتاسر دنیا کمک کرده است. موضوع کتاب من قانون پنج ثانیه است و همانی است که به شما کمک می‌کند زندگی‌تان را زیرو رو کنید. ابزاریست که همین الان می‌توانید به کار بگیرید و شروع کنید. به عنوان مدیر جایگاهی رفیع در شرکتتان دارید. قانون پنج ثانیه به دلیل سهولت در یادگیری و از آن ساده‌تر برای انتقال به کارکنان فوق‌العاده است.

پس در خاتمه این را به یاد داشته باشید:
اگر برای رسیدن به هدفی خیز برداشته‌اید تا پنج ثانیه مهلت دارید که به حرکت درآیید، در غیر اینصورت مغز شما آن ایده را نابود خواهد کرد.

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

اشتراک:

ارسال دیدگاه

19 − 1 =