مایکل استالارد

چکیده کتاب «فرهنگ مبتنی بر ارتباط» وی در شماره ۷ «ره‌آورد مدیریت» چاپ شده است

مایکل استالارد

بسيار خرسندم از اينکه کتاب «فرهنگ مبتنی بر ارتباط» به ايران رسيده است.

متيو ليبرمن، عصب‌شناس، «ارتباط» را نيرويی می‌داند که مردم را باهوش‌تر، شاد‌تر و سالم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر ميکند. علاوه بر اين، حس داشتنِ ارتباط در محل کار با سرپرستان، همکاران و خودِ کار براي دستيابی به عملکردِ بالا در هر سازمانی ضروری به نظر می‌رسد.خوشحالم از اينکه «فرهنگ مبتنی بر ارتباط» در سراسر جهان با استقبال خوبی رو به رو شده است. روزنامه فايننشال تايمز «فرهنگ مبتنی بر ارتباط» را به‌عنوان «پيشنهادهايی عملی براي کارفرمايانی که قصد تغيير فرهنگِ سازمانی خود را دارند» توصيف می‌کند. وبسايت سوئيسي نقد ادبي کتاب گِت اَبسترکت، در مورد «فرهنگ مبتنی بر ارتباط» اينگونه توضيح مي‌دهد: «اين کتاب کوتاه اما پرشور براي ارتباط در محل کار و در زندگی که مملو از شواهد بسيار محکم، آمار نگران‌کننده و داستان‌های تکان‌دهنده است، زنگ خطری را به صدا در می‌آورد. ميزان ارتباط هر فرد در محل کار، محرک اصلي در داشتن حس تعامل به‌عنوان يک کارمند به‌شمار مي‌آيد، اما آمريکاييان از اهميت روابط و اجتماع غافل مانده‌اند. نويسنده به تشريحِ دلايلِ نياز به ارتباط در ميان مردم پرداخته است؛ او دريافته که شمار زيادی از کارگران در امريکا به دليل ناديده گرفتن مزايای داشتن روابط نزديک و دلسوزانه در ازای کار بيشتر و نيز تفريحات انفرادی و داشتن رويکردی بی‌قيد در ازدواج، درگير اضطراب، زندگی ناسالم و اعتياد شده‌اند. تنها سازمان‌های معدودی که کارمندان خود را در تصميم‌گيری‌ها شريک کرده و به آنها احترام گذاشته و مشوق ايجاد ارتباط و پيوند هستند، درنهايت از رقبای خود پيشی می‌گيرند.»

اميدوارم که «فرهنگ مبتنی بر ارتباط» به شما کمک کند تا مدير بهتری شويد و در خانه و اجتماع خود فرهنگی را بپرورانيد که به لطف داشتنِ فراوانی ارتباط در زندگی، بهره‌وری و پيشرفت و شادی بيشتری را تجربه کنيد.

 

پیام سال نو

سه تصمیمِ کاریِ من برای امسال با عهد بستن برای اینکه صبور باشم آغاز میشود. سازمانهای بزرگی که سالهای متمادی دوام میآورند و تأثیری مثبت بر دنیا بر جای میگذارند بر اساس پیوندها، ارتباطات، گردهمایی و همبستگیِ آحاد انسانهای درون سازمان بنیان نهاده شدهاند. اگر در مقام یک رهبر به افرادمان بیش از اندازه فشار بیاوریم، سطح استرس و فشار روانیِشان به قدری بالا میرود که مسمومکننده خواهد بود. ما باید چالشی برای افراد در نظر بگیریم که آنان را وادار کند سخت کار و تلاش کنند؛ اما در عین حال نباید از حمایتهایی مثل قوّت قلب دادن، تأیید، آموزش و تربیت نیز در قبال ایشان غافل شویم. ما باید با تلاشی دوشادوش یکدیگر اهدافی چالشبرانگیز و در عین حال واقعبینانه تعیین کنیم و به آنان اطمینان خاطر دهیم که در صورت لزوم در دسترس هستیم و هر از گاهی برای بررسیِ نحوۀ پیشرفت امور به آنان سرکشی خواهیم کرد.
تصمیم دوم، متمرکز بودن است. بسیاری از رهبران کنونیِ دنیا به اشتباه با تنظیم تعداد زیادی هدف، زیردستانشان را به کلی متحیر و سرگشته میکنند. من دوست دارم از فهرست اهدافی که شامل «۵ تای برگزیده» است سخن بگویم و بر دستیابی به آنها قبل از اضافه کردن اهداف دیگر تأکید کنم. این کار به افراد کمک میکند تا با متمرکز نمودن عملکردشان نوعی همراستایی استراتژیک به وجود بیاورند. وقتی که همه افراد در یک راستا حرکت کنند اهداف سریعتر و با درجۀ کیفیت متعالیتری محقق میشوند.
تصمیمِ نهایی من پایان دادن به چندکارِگی است؛ چندکارِگی یا همان برداشتن چندین هندوانه با یک دست! متمرکز شدن روی یک کار در یک زمان، نتایج مطلوبتر و استرس کمتری را به بار میآورد. معنای دیگر این گفته این است که در تلاشی خودآگاه باید هرچه کمتر سراغ تلفن همراهم بروم و آن را چک کنم. این یک عادت روانیِ من است که به شدت در پیِ مهارش هستم.
معتقدم که اگر در رسیدن به این سه تصمیم موفق شوم، در انتهای سال از اینکه دستاوردهایی فوق تصور داشتهام آن هم با تحمل کمترین استرس و فشار روانی بسیار خوشوقت و شاکر خواهم بود و همچنین از اینکه در قبال خودم و آنها که مسئول رهبریشان هستم توجه و دغدغۀ بیشتری نشان دادهام خوشنود و راضی خواهم بود.
از اینکه این فرصت را برای من فراهم کردید تا این مسائل را با خوانندگان شما در میان بگذارم سپاسگزارم.

مایکل استالارد
ژانویه ۲۰۱۸