چکیده ارزشمندترین کتاب‌ها و مقالات روز مدیریت
مشهد- بلوار سجاد- امین2- پلاک 21- طبقه 2، تلفن: 36064521
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منحنی خلاق

خانه - چکیده کتاب - منحنی خلاق

نویسنده:

منحنی خلاق

میکلانژ زمانی گفته بود: «اگر مردم می‌دانستند برای مقام استادی چه رنج‌ها برده‌ام و چه روزها و چه شب‌ها جان کنده‌ام هرگز از دیدن شگفتی‌های هنری‌ام متعجب نمی‌شدند… برای ساختنِ تندیس یک زن، با سنگ‌های سخت آلپ دست و پنجه نرم کردن و از درونش، پیکری زنده را بیرون کشیدن، که هر چه از سنگ کاسته شود، بر آن افزوده می‌شود.» در مقابل بیشتر ما گمان می‌کنیم نوآوران به طور طبیعی در هنگام تولد، قوه ادراک فوق‌العاده‌ای دارند؛ بنابراین می‌توانند به طور روزمره کارهای بسیار خلاقانه‌ای انجام دهند و یا خلاقیت را به عنوان لحظه خطور ایده به ذهن یا الهامی از جانب کائنات تلقی می‌کنیم؛ بنابراین سعی و کوشش را پیش از نزول ایده امری بیهوده می‌دانیم. آلن گانت با واکاوی سبک زندگی افراد خلاق نشان می‌دهد آن‌ها از الگوهایی رفتاری یکسانی استفاده می‌کنند. این الگوها را می‌توان با گذشت زمان آموخت و به آن‌ها تسلط یافت. در این مسیر باید سال‌های بسیار زیادی تلاش کرد. این الگوهای رفتاری عبارتند از: سعی و کوشش، تقلید، همکاری و تکرار. ره‌آورد مدیریت مطالعه چکیده این کتاب ارزشمند را به شما توصیه می‌کند.

بسیاری از مردم تمایل دارند تحت مفهومی که می‌توان آن را تئوری «الهام خلاقیت» نامید، عمل کنند. آن‌ها تصور می‌کنند برای خلاق بودن، نیاز به استعداد فوق‌العاده‌ای دارند تا در یک‌لحظۀ «یافتم، یافتم» ایده‌ای به ذهنشان برسد. در حقیقت این تئوری درست نیست. در حال حاضر مطالعات متعددی نشان داده‌ است در دنیای واقعی در پسِ ایده‌های خلاق، علمی وجود دارد. مهم‌تر آنکه لزومی ندارد خلاق به دنیا آمده باشید، بلکه برای چیره‌دستی در علم خلاقیت باید تلاش کنید و سخت عرق بریزید.

پل مک کارتنی به عنوان یکی از موفق‌ترین موسیقی‌دان‌های تاریخ شناخته می‌شود. ترانه «دیروز» مک کارتنی در حال حاضر چهارمین آهنگ پرفروش تاریخ است. همواره برای دوستداران موسیقی این سؤال مطرح است که آهنگ دیروز چطور متولد شد؟ مک کارتنی در مصاحبه‌اش برای «گزیده‌های بیتلز» گفته بود: «شاید برایتان جالب باشد بدانید ملودی این آهنگ شب‌هنگام به ذهنم خطور کرد»؛ اما گفته او بازگوکننده تمام داستان این آهنگ نیست. واقعیت آن است که تقریباً ۲۰ ماه طول کشید تا مک کارتنی توانست این ملودی را به آهنگ تبدیل کند. سرانجام پس از دو سال تلاش هنرمندانه، پل مک کارتنی اولین نسخه دیروز را در ژوئن ۱۹۶۵ ضبط کرد. دیروز صرفاً حاصل لحظه خطور ایده‌ای خلاقانه به ذهن نبود. بلکه فرایندی سخت و جان‌فرسا را پشت سر گذاشته بود. آیا می‌توان ثابت کرد این ملودی با شرری در تاریکی یا الهامی از جانب کائنات آغاز شده باشد؟ این اتفاق را چگونه می‌توان شرح داد؟ گروهی از پژوهشگران و مورخان موسیقی سعی کردند برای این سؤال که این ملودی واقعاً از کجا آمده است پاسخی پیدا کنند. دقیق‌ترین نظریه مربوط به متخصصی در گروه بیتلز، به نام ایان هاموند است که اشاره می‌کند آهنگ دیروز تکامل مستقیم آهنگ «جورجیا در یادم» از «ری چارلز» است.

زمان زیادی است که مردم برمبنای تئوری الهام خلاقیت فکر می‌کنند. برای مثال بسیاری از مردم به اشتباه تصور می‌کنند موتزارت کودکی نابغه بود که قطعات موسیقی را در ذهن خود می‌ساخت و این قطعات را در ذهن خود ذخیره می‌کرد تا در فرصت مناسب، آن‌ها را بر روی کاغذ بنویسد؛ اما واقعیت این است که موتزارت ساعت‌های طولانی در پیش‌نویس‌های بسیاری روی موسیقی خود کار می‌کرد تا زمانی که موفق می‌شد قطعاتی که دوست داشت را با هم ترکیب کند. موتزارت به جای اینکه به انتظار لحظه خطور ایده خلاقانه به ذهنش بنشیند، مشتاقانه برای دستیابی به ایده‌های خلاقانه تلاش می‌کرد.

به واسطه اعتقاد گسترده به تئوری الهام خلاقیت بسیاری از مردم بر این باورند که کلید محبوبیت آن‌ها درگرو ارائه ایده‌های نوآورانه و جدید است. ایراد این‌گونه باورها در این است که می‌توانند منجر به ایده‌هایی شوند که در زمان مناسب ارائه نمی‌شوند؛ چراکه احتمالاً آن‌ها بیش‌ازحد عجیب‌وغریب به نظر می‌رسند؛ داشتن توانایی برقراری توازن میان «آشنایی» و «تازگی» برای ثروت آفرینی ضروری است. افراد خواستار آشنایی هستند، بااین‌حال به دنبال تازگی نیز می‌گردند. ما برای محافظت از خود در برابر ناشناخته‌ها به آشناها پناه می‌بریم، در خانه خودمان یا در کنار گروهی از دوستان نزدیکمان کاملاً راحت هستیم. از سوی دیگر به منظور داشتن یک تجربه هیجان‌انگیز به دنبال مواجهه با چیزهای تازه و غیرمعمول می‌گردیم.

برای شرح این مسئله تاریخچه فیس‌بوک را در نظر بگیرید. در اوایل سال ۲۰۰۴ دو هفته پس از راه‌اندازی فیس‌بوک، دو دانشجوی دانشگاه کلمبیا یک شبکه اجتماعی به نام کامپوس‌نتورک را راه‌اندازی کردند. این شبکه ویژگی‌های بسیار بیشتری نسبت به فیس‌بوک داشت و موفقیت بزرگی برای دانشجویان کلمبیا به حساب می‌آمد. در کامپوس‌نتورک نه تنها امکان به اشتراک‌گذاری عکس وجود داشت بلکه این شبکه حاوی دیواری بود که اعضا می‌توانستند در مورد پروفایل‌های دوستانشان نظر بدهند. این قابلیت‌ها به اعضا اجازه می‌داد از اتفاقاتی که در کل شبکه رخ می‌دهد آگاه شوند.
در مقابل مارک زاکربرگ و تیمش به تدریج به امکانات فیس‌بوک می‌افزودند. آن‌ها به آرامی و بدون فشار تنش‌زا نحوه استفاده از فیس‌بوک را به کاربرانشان آموزش دادند. به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها فیس‌بوک را در نقطه حساس منحنی خلاق حفظ نمودند، حتی اگر مفهوم کاری که انجام می‌دانند را نمی‌دانستند.

واکنش کاربران به معرفی تدریجی امکانات جدید فیس‌بوک مثبت بود و همین امر رشد مداوم آن را طی سال‌ها حفظ کرده است. در مقابل، کامپوس‌نتورک تنها یک بار تلاش کرد کار بزرگی انجام دهد و به همین دلیل اکنون چیزی بیش از یک پاورقی در تاریخ نیست.

یکی دیگر از اصول تئوری الهام خلاقیت این است که نوآوران به طور طبیعی در هنگام تولد، قوه ادراک فوق‌العاده‌ای دارند؛ بنابراین می‌توانند به طور روزمره کارهای بسیار خلاقانه‌ای انجام دهند. در مقابل محققان نشان داده‌اند اگر ضریب هوشی شما ۸۶ یا بیشتر (که تقریباً ۸۰ درصد از جمعیت جهان است) باشد، توانایی ارائه بسیاری از ایده‌های خلاقانه را همانند یک نابغه خواهید داشت. به همین ترتیب، اگر ضریب هوشی شما بیش از ۱۰۴ (که تقریباً سه میلیارد نفر هستند) باشد، ایده‌های خلاقانه شما در حد و اندازه ایده‌های یک نابغه است.

مضحک است خلاقیت را به عنوان لحظه خطور ایده به ذهن یا الهامی از جانب کائنات تلقی کنیم. واقعیت این است که اکثر ایده‌های خلاقانه بیشتر نتیجه پردازش ناخودآگاه چیزهایی است که دوست دارید و عمیقاً درباره آن مطالعه می‌کنید. با این تفاسیر اگر لحظات خطور ایده خلاقانه به ذهن افسانه باشند، پس نوآوران برای موفقیت خود از چه الگویی پیروی می‌کنند؟ واکاوی سبک زندگی افراد موفق در عرصه ایده‌پردازی نشان می‌دهد آن‌ها از الگوهایی رفتاری استفاده می‌کنند که برای همگان در دسترس و قابل‌احصاست؛ بنابراین به نظر می‌رسد رعایت آگاهانه الگوهای رفتاری افراد خلاق می‌تواند به ساماندهی ذهنی در پرورش و شکل‌دهی ایده‌ها کمک کند. این بحث قطعاً ارزش مطالعه بیشتری دارد. بیشتر نوابغ خلاق در طول تاریخ چهار قانون یکسان را در دستور کار خود قرار داده‌اند که در ادامه به تفصیل شرح داده می‌شوند.

۱- یوریکا یک حرف ندا است که در زمان جشن یک کشف یا اختراع استفاده می‌شود. ریشه آن به ارشمیدس ریاضیدان و مخترع یونان باستان برمی‌گردد. در فارسی به «یافتم، یافتم!» معروف است. این کلمه را ارشمیدس در حالی فریاد می‌زد که فهمید چگونه می‌توان حجم معادل هر جسم را با فروبردن آن در آب و اندازه‌گیری حجم آبی که از ظرف بیرون می‌ریزد، محاسبه کرد. او این نکته را در حمام و درحالی‌که در وان پر از آب فرو رفت فهمید.

۲- – «دیروز» نام ترانه‌ای پاپ در آلبوم کمک است که توسط گروه موسیقی بیتلز در سال ۱۹۶۵ اجرا شد.

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

اشتراک:

ارسال دیدگاه

هجده − شانزده =