Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
چکیده ارزشمندترین کتاب‌ها و مقالات روز مدیریت
مشهد- بلوار سجاد- امین2- پلاک 21- طبقه 2، تلفن: 36064521
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راه آمازون

خانه - چکیده کتاب - راه آمازون

نویسنده:

راه آمازون

این کتاب چهارده راز رهبری جف بیزوس را شرح می‌دهد، بنیانگذار جسور آمازون که همواره معتقد بود بهتر است یک استارت‌آپ شکست‌خورده را تجربه کند تا این که بی‌هیچ تلاشی به زندگی عادی ادامه دهد و در هشتاد سالگی حسرت کارهای نکرده را بخورد. چهارده راز رهبری جف بیزوس جهت‌نمایی است برای تصمیم‌سازی و هدایت بزرگ‌ترین فروشگاه اینترنتی جهان. در آمازون همه باید جسور باشند، نقد کنند و نقد شوند، ممارست کنند و بلندنظر باشند. در این کتاب می‌خوانیم که آمازون بزنگاه‌های پیشرفت و بهبود را انتظار نمی‌کشد بلکه آن‌ها را خلق می‌کند. شرکتی با چنین فلسفه‌ای و چنین بنیان فکری نیازمند برخورداری از چراغ‌هایی است که راه را از بیراه بنمایاند. این کتاب تأکید دارد که این چهارده راز به صرف وجود و بیانشان ارزشمند نیستند، چنانکه در هر سازمانی می‌توانید شعارهایی جذاب‌تر از این نیز بیابید. بلکه آنچه در آمازون اهمیت دارد به‌کارگیری و رجوع روزانه به این رازهاست. اگر می‌خواهید بدانید چگونه باید خشت‌های نخست استارت‌آپ‌تان را بگذارید و بهبود مستمر را در شرکت خود احساس کنید خواندن این کتاب را به شما توصیه می‌کنیم.

خوانندگان عزیز نشریه ره آورد مدیریت:
هر سازمانی را در هر نقطه‌ای از دنیا که بکاوید در نهایت به سه چیز می‌رسید که در همه مشترکاً وجود دارد و آن چیزی نیست جز جستجوی اثربخشی، نوآوری و کسب نتایج صحیح. آمازون مجموعه‌ای متمایز از روش‌ها و فرهنگ‌سازمانی دارد که برای همه قابل الگوبرداری است. امیدوارم که این کتاب به‌واسطۀ ارشادات و رهنمایی‌هایی که ارائه می‌دهد به شما در تکمیل و پیشبرد کسب‌وکارتان یاری برساند.

جان
سپتامبر ۲۰۱۷

جف بیزوس ۱۴ «راز» رهبری دارد که فرآیند تصمیم‌سازی را در آمازون هدایت می‌کند. نکته جالب، وجود چنین رازهایی نیست بلکه رجوع هرروزه به آن‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری‌های شرکت است. این اصول شعارهایی منقوش بر درودیوار نیستند. اصولی‌اند که تمام آمازونی‌ها از صدر تا ذیل شرکت از آن پیروی می‌کنند.

بزعم جف بیزوس «اگر تمام توجه‌ خود را به رقبای خود معطوف کنید، در این صورت باید بنشینید و منتظر بمانید تا اینکه رقبای شما یک حرکتی بکنند؛ اما توجه به نیازهای مشتری باعث می‌شود که همواره پیشرو باشید.» رهبران و مدیران در آمازون نیازهای مشتری را نقطۀ شروع قرار می‌دهند حتی اگر این کار به معنای آموختن مهارت‌های جدید باشد. اگرچه رقبا را ازنظر دور نمی‌دارند امّا فکر و ذکر آن‌ها مشتری‌هایشان است.

نبوغ جف بیزوس در توانایی شناسایی نیازها و خواسته‌های ناگفته مشتری و ایجاد سیستمی است که آن نیازها و خواسته‌ها را بهتر از هر جای دیگری تأمین کند. مخرج مشترک تمام آنچه در آمازون انجام می‌شود، این نگرش و رویکرد است: نخست مشتری.

به همین دلیل است که آمازون بجای تزریق پول برای تبلیغ و آگهی، همواره کوشیده است ایده‌هایی خلق کند که باب میل مشتریانش باشد. به‌عنوان‌مثال در نوامبر سال ۲۰۰۰ طرح «تخفیف باورنکردنی حمل‌ونقل» را کلید زد. نخست قرار بود این طرح فقط برای خریدهای بالای ۱۰۰ دلار اعمال شود اما چنان ولوله‌ای در حمایت از آن دهان‌به‌دهان می‌چرخید که آمازون تصمیم گرفت آن طرح را توسعه دهد. در آن زمان بسیاری این کار را متهورانه می‌دانستند؛ اما امروزه مشتری‌ها توقع حمل‌ونقل رایگان و حتی بالاتر از آن را دارند.

هر بار که آمازون وارد بازار جدیدی شد منتقدین به دیدۀ تردید بدان نگریستند ولی آمازون جواب گرفت. وِرد مخصوص آمازون بر اساس آن چیزی ساخته‌شده است که خودشان «تثلیث مقدس» می‌نامند: «ارائه مجموعه‌ای متنوع از اجناس با قیمت‌هایی عالی که به‌راحتی و به‌سرعت در دسترس هستند.» آمازون مدل کسب‌وکارش را بر اساس این تثلیث مقدس بنیان نهاده است:

  • قیمت: استراتژی قیمت پایین در آمازون آن‌قدر مستحکم به اثبات رسیده است که هرکسی به‌خوبی تشخیص می‌دهد آن‌ها چه می‌کنند. بالغ‌بر ۲۰ سال است که جف بیزوس نشان داده حاضر است در کوتاه‌مدت از یک قلم کالا پول کمتری درآورد تا رشد بلندمدت کسب‌وکارش را تضمین کند. او اعتقاد راسخ دارد اینترنت هنوز در مراحل نخستین رشد و توسعه خود است و در آینده قلل مرتفعی را فتح خواهد کرد که در مخیله کسی هم نمی‌گنجد. او دوردست‌ها را در نظر دارد.
  • تنوع: جف بارها به فراخور موقعیت بیان داشته است که می‌خواهد آمازون را به‌جایی تبدیل کند که مشتری هر آنچه خواست درون آن بیاید و دست‌خالی بازنگردد. او همیشه در نظر دارد آمازون را به «مغازۀ همه‌چیز فروشی» تبدیل کند؛ بر آن است هر آنچه را که خودش نمی‌فروشد از طریق شخص ثالث به فروش برساند.
  • دسترسی: آمازون هرگاه یک سفارش می‌گیرد زمان موردنظر برای تحویل را به‌دقت مشخص می‌کند که بین خودشان به این فرآیند «قول» می‌گویند. شرکت به هرگونه لطایف‌الحیلی باشد این قول را پاس می‌دارد. حتی اگر مجبور باشد از پول آمازون خرج کند.

آمازون هر کالایی را که کیفیت نازل داشته باشد، به‌موقع تحویل نشود و یا به هر دلیلی عدم رضایت مشتری را به همراه داشته باشد از وبگاه خود حذف می‌کند. چنین رویکردی به‌خوبی نشان می‌دهد شرکت چه از نظر بیرونی و چه درونی مشتری‌محور است. آمازون این طرز تفکر را به اشخاص ثالثی نیز که از آمازون به‌عنوان واسطۀ فروش استفاده می‌کنند تلقین کرده است. معروف است بیزوس همواره یک صندلی خالی به همراه خود به جلسات می‌برد چراکه سخت معتقد است مشتری باید به رسمیت شناخته شود و به صدایش گوش داده شود. همه مدیران آمازون باید سالی دو روز در کارگاه آموزشی مرکز تماس‌های مشتریان شرکت حضور یابند و خود جف بیزوس نیز مرتب پای تلفن‌های مشتریان می‌نشیند. درنتیجه، صدای مشتریان حتی در سطوح بالای مدیریتی آمازون شنیده خواهد شد.

مدیران ارشد آمازون خود را مالک کسب‌وکار می‌دانند؛ بلندمدت می‌اندیشند و هیچ‌گاه نمی‌گویند «اینجاش ربطی به شغل من نداره». آمازون چگونه تعهدات بلندمدتش را با نیاز به نتایج کوتاه‌مدت سازگار می‌نماید؟ برخی از ابتکار عمل‌هایی که آمازون به کار می‌بندد ازاین‌قرار است:

  1. به‌کارگیری و حفظ بهترین‌ها: آمازون می‌کوشد تا آدمِ هر کاری را درست انتخاب کند.
  2. آمازون اندیشۀ پاسخ‌گویی را در ذهن این افراد نهادینه می‌کند: این کار از طریق شگردی تحت عنوان «کیمونوی باز» انجام می‌شود.‌ این شگرد اساساً بدین معناست که باید بدون رودربایستی، خطاها و محدودیت‌های یک پروژه را در کنار موفقیت‌هایش روی دایره ریخت. بیزوس وقتی دربارۀ یک پروژه گزارش کار می‌خواهد انتظار چیزی غیر از موارد ذیل را ندارد:
    • چیزهایی که درست از آب درنیامدند.
    • چرا درست از آب درنیامدند.
    • پس باید فلان موضوع را تغییر دهیم.
  3. همه کارکنان به‌سرعت این ذهنیت غالب در آمازون که می‌گوید «بله این وظیفۀ توئه» را می‌آموزند؛ بنابراین در حل و رفع مشکلات فعال می‌شوند و معطل دیگری نمی‌مانند تا از راه برسد و ماجرا را فیصله دهد. اگر کارمندی متوجه شد چیزی بر بهبود تجربۀ یک مشتری اثرگذار خواهد بود باید رأساً وارد عمل شود و منتظر اجازه دیگری نماند.
  4. کارکنان آمازون تلاش می‌کنند تا کمی فضای مانور ایجاد کنند که اگر مسائل آن‌طور که باید پیش نرفت، شرکت هنوز قادر باشد وعده‌هایش به مشتریان را پاس بدارد و عملی کند.‌
  5. پاداش‌ها در برنامۀ پرداخت آمازون به تفکر بلندمدت تعلق می‌گیرد. تا جایی که حتی بخشی از سهام را نیز به‌عنوان پاداش در نظر می‌گیرند و درآمد‌های نجومی و مزایای بی‌حدوحصر را چندان وقعی نمی‌نهند.
  6. بیافرینید و ساده‌سازی کنید: رهبران در آمازون بدون هیچ هراسی به نوآوری و ابداع دست می‌زنند تا فرآیندها را هرچه بیشتر ساده‌سازی کنند. همه‌جا به دنبال ایده‌های نو می‌گردند و از تفکر «هنوز به وجود نیامده است» دوری می‌کنند. در حال حاضر آمازون فروش بیشتری از مجموع ۱۲ رقیبش در حوزه فروش آنلاین دارد. علاوه بر این سرعت رشد فروش آمازون از فروش‌های اینترنتی در کل بیشتر است.‌ برای کسب این موفقیت آمازون به‌صورت روزانه دست به آفرینش و ساده‌سازی می‌زند و از این طریق به رشد خود ادامه می‌دهد. آمازون به فراخورِ موقعیت دست به نوآوری و آفرینش می‌زند. از کارکنان انتظار می‌رود نوآورانه مسائل را برای میلیون‌ها نفر از مشتریان و ده‌ها هزار نفر از شرکا و همکاران بهبود بخشند. در آمازون هیچ‌گاه حفظ وضع موجود اولویت ندارد. همواره انتظار می‌رود تا تجربۀ مشتریان باکیفیت‌تر شود و یا هزینه‌ها کاهش یابد.‌ این ذهنیت تا جایی تسرّی یافته است که مهندسان آمازون خود را نه کد نویس که حلال مشکلات می‌دانند. هرکسی رسالت خود را یافتن ترفندی برای تغییر بازی می‌داند نه اینکه فقط بخواهد مشکلی را موقتاً رفع‌ورجوع کند. سیستم‌عامل‌های کسب‌وکار آمازون در وهلۀ نخست توانمندساز هستند. جالب است بدانید آمازون همواره سیستم‌های‌ عاملش را با توجه به کاربران و به‌صورت معکوس طراحی می‌کند. سیاست‌ها، قوانین، روندها، الگوریتم‌ها و تکنولوژی، همه و همه به نحوی ساده‌سازی شده‌اند تا برای کاربر تجربه‌ای بی‌نقص را به ارمغان بیاورند. سؤالی که مدام پرسیده می‌شود این است که اگر ناچارم فرآیند را کاملاً خودکار کنم و تمام گام‌ها و بخش‌های انسانی را حذف کنم پس چطور طراحی‌اش کنم.

بیافرین و ساده‌سازی کن پادزهری فوق‌العاده برای بروکراسی خزنده است. آمازون ضمن آنکه می‌آموزد چطور کارهای بیشتری انجام دهد، مرتباً سیستم‌عامل‌هایی خلق می‌کند و از طریق ارائه قابلیت‌های جدید به دیگران، درآمدزایی می‌کند. به‌عنوان‌مثال، آمازون از مشتریان بازخورد می‌گیرد تا تصاویر زننده و بی‌ربط از محصولات را شناسایی کند. نقطه نظرات مصرف‌کنندگان و انتقادات آن‌ها لزوم استخدام نویسندگان برای انجام همین وظیفه را کاملاً منتفی می‌سازد. استفاده از کار و زحمت دیگران نه‌تنها به آمازون منفعت می‌رساند که درگیر شدن و حس «از خود دانستن» را در مشتریان افزایش می‌دهد.

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

اشتراک:

ارسال دیدگاه