Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
چکیده ارزشمندترین کتاب‌ها و مقالات روز مدیریت
مشهد- بلوار سجاد- امین2- پلاک 21- طبقه 2، تلفن: 36064521
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تیم‌های عالی

خانه - چکیده کتاب - تیم‌های عالی

نویسنده:

تیم‌های عالی

چگونه است که برخی تیم‌های ورزشی سال به سال و به صورت متمادی در سطح حرفه‌ای می‌درخشند حال آن که بسیاری دیگر چنین نیستند؟ در این کتاب ۱۶ ویژگی تعیین‌کنندۀ هر تیم بزرگ که باید به آن توجه کرد شرح داده شده است. دان ییگر در این کتاب به شما نشان می‌دهد تیم‌های بزرگ یکایکِ افراد را به هدفی بسیار والاتر گره می‌زنند. هرکسی می‌داند که درنهایت به چه کسی خدمت می‌کند و چرا چنین کاری اهمیت دارد. تیم‌های بزرگ در تفکر، خلاق بوده و در اجرا، متبحّر هستند؛ بنابراین در برابر پیش‌آمدها دست‌بسته نیستند. تیم‌های بزرگ از افراد قابلی بهره‌مند هستند که نه ‌تنها مهارت بالایی دارند بلکه به خوبی می‌دانند برای نیل به بیشترین تأثیر چگونه با دیگران همکاری کنند و در نهایت یک حس مسئولیت و اعتماد مشترکِ قوی تمام اعضای تیم‌های بزرگ را متحد و باانگیزه می‌کند. این یادآور جمله‌ای از سایمون سینک است که «یک تیم، گروهی از افراد نیستند که با هم کار می‌کنند؛ یک تیم گروهی از افراد هستند که به هم اعتماد دارند.» «ره‌آورد مدیریت» مطالعه این کتاب را به تمام کسانی که برای تحقق اهدافشان به داشتن تیمی منسجم نیاز دارند توصیه می‌کند.

در تیم‌های بزرگ افراد هر روز با درک کاملاً روشنی از هدف و مقصودشان سر کار حاضر می‌شوند. همگان می‌دانند در تلاش برای دستیابی به چیزی بسیار فراتر از اهدافِ شخصی‌شان دخیل و سهیم هستند. رهبری گروه برای ایجاد پیوندی عاطفی بین آنچه به صورت روزمره رخ می‌دهد و هدف والایی که دارند راه‌های متعددی می‌یابد.

داستانی که اهمیت این مفهوم را برای ما به خوبی به تصویر می‌کشد داستان تیم ملی بسکتبال مردان ایالات‌متحده است. در المپیک ۱۹۹۲ که در بارسلونِ اسپانیا انجام شد تیم بسکتبال مردان ایالات‌متحده با میانگینِ تفاضل امتیاز ۸/۴۳ در هر مسابقه، به مدال طلا دست یافت. در المپیک ۲۰۰۰ سیدنی، دیگر تیم‌ها این تفاضلِ امتیاز را به نصف کاهش دادند و در المپیک ۲۰۰۴ آتن تیم آمریکا به چیزی بیش از مدال برنز دست پیدا نکرد. آن مؤلفۀ هیبت و صولت درهم‌شکسته شده بود. موضوع مهم این بود که تیم‌های ملی دیگر چیزی داشتند که تیم آمریکا فاقدش بود: «پیوستگی». بازیکنان تیم‌های دیگر سال‌های سال بود که به صورت متمادی در کنار هم بازی کرده بودند. در بسیاری از این کشورها رفتن به تیم ملی نهایت آرزوی هر بازیکنی بود. در سال ۲۰۰۵ جیم تولی، رئیس فدراسیون بسکتبال آمریکا، برای تقویت حس میهن‌پرستی و کاهش تمرکز بر فوقِ ستاره‌ها اندازۀ اسم بازیکنان روی پیراهن‌هایشان را کاهش داد و حروف یواس‌اِی را به نحو چشمگیری درشت‌تر نوشت. او همچنین به جای این‌که مانند قبل برای هر دورۀ المپیک یک مربی جدید برگزیند، یک مربیِ دائمی را منصوب کرد. تیم بسکتبال آمریکا همچنین یک پیمان همکاری با ارتش ایالات‌متحده منعقد نمود تا بازیکنان حس نمایندگیِ کشور و ملتشان را درک کنند. هنگامی که تیم ملی بسکتبال امریکا قصد داشت در جام جهانیِ بسکتبال ۲۰۰۶ شرکت کند ابتدا به سمت کره جنوبی تغییر مسیر داد تا بازیکنان به همراه سربازان آمریکایی، لباس سربازی و رزم به تن کنند، غذا بخورند و زندگی کنند. این بازیکنان به این روش و روش‌های دیگر به درک عمیق از نظم و انضباط، مسئولیت و ایثاری که لازمۀ دفاع از کیان آزادی‌ها و ارزش‌های ایالات‌متحده است واقف شدند.

تا زمان المپیک ۲۰۰۸ پکن بازیکنان تیم ملی آرام‌آرام بر وظایف میهن‌پرستانۀ خود جدی‌تر متمرکز شدند. تیم ملی بسکتبال آمریکا در آن مسابقات موفق به کسب مدال طلا شد. میانگین تفاضل امتیاز آن‌ها بیست و هشت امتیاز برای هر مسابقه بود. این بُرد برای ملت آمریکا این پیغام را داشت که آن تیم فقط بسکتبال را نمایندگی نمی‌کند بلکه علاوه بر آن، نمادی از فرهنگ و سنت و غرور ملی است.

اعلامیه استقلال ایالات‌متحده نمونۀ اعلای دیگری از این موضوع است. نویسندگان این اعلامیه می‌توانستند خیلی آسان آن متن را با فهرستی بلندبالا از گله و شکایت از پادشاه انگلستان شروع کنند. در عوض، شروع متن با بیانی ماندگار و دیرپا از باورها و عقاید است: «ما این حقایق را بدیهی می‌دانیم که همۀ انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوقِ سلب‌ناشدنی معینی به آن‌ها عطا کرده است که حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی از جملۀ آن‌هاست.»

همین فرمول در قواعدِ کسب‌وکار نیز جواب می‌دهد. شما باید کاری کنید که افرادتان «چرایی» آنچه انجام می‌دهید را بفهمند و ارزشش را درک کنند و از این طریق پلی عاطفی با رسالتتان برقرار سازید. این کار همه را تهییج و ترغیب می‌کند تا بهترین نمایش خود را در کار به منصه ظهور برسانند.

مدترونیک که بزرگ‌ترین شرکت تکنولوژی پزشکی در جهان است، به صورت سالانه جشنی را در تعطیلات برگزار می‌کند که در آن خانوادۀ بیمارانی که از خدمات و محصولات این شرکت استفاده کرده‌اند برای سایرین توضیح می‌دهند که این خدمات چگونه بر بهبود شرایط زندگیِ آن‌ها اثربخش بوده است. به طوری که هر سال دختری جوان پشت جایگاه سخنرانی قرار می‌گیرد و می‌گوید «ممنونم. شما کارتان را آنقدر خوب انجام دادید که امسال تابستان بازوان پرتوان پدرم را حین مراسم ازدواج حس کردم و تنها نماندم.» این ماجراها در کارمندان مدترونیک نوعی حس وظیفه و هدف داشتن ایجاد می‌کند.

اگر بتوانید آدم‌هایی را به خدمت بگیرید که شور و شوقشان با شغل مورد نظر در یک راستا باشد از نظارت بر عملکردشان معاف خواهید بود. آن‌ها خود را چنان مدیریت می‌کنند که هرگز کسی نمی‌تواند تصور کند. چشمۀ آن‌ها از درون می‌جوشد و لازم نیست از بیرون و با سطل پر آب شود. انگیزۀ آن‌ها درونی است نه از بیرون.

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

ناحیه کاربری

با ثبت‌نام می‌توانید به این بخش دسترسی داشته باشید!

اشتراک:

ارسال دیدگاه